برای قاصدکی که به سوگ باغبان پیرش نشسته
قاصدک غم نگاتو دوست دارم
عشق و اون ناز چشاتو دوست دارم
قاصدک بخند بازم به روی من
خنده ها و اون صداتو دوست دارم
پُر کن این جون من از هوای خود
پَر زدن تو اون هواتو دوست دارم
غصه ی زمونه آتیش نزنه
دلتو، که اون وفاتو دوست دارم
نشی پر پر از هجوم باد سرد
تک تک ثانیه هاتو دوست دارم
قاصدک اوج بگیر تو آسمون
دلهای عاشق و مستا دوست دارم
نشی خسته از دعای آدما
خنده ها و گریه ها تو دوست دارم
قاصدک مهلت عاشقی نبود
ولی باز شور و نواتو دوست دارم
قاصدک محو نگاتن آدما
ولی قلب بی ریا تو دوست دارم
قاصدک غمت از این دنیا نبود
من دل بی ادعاتو دوست دارم
قاصدک گریه به چشمات نمی یاد
شرم اون چشم سیاتو دوست دارم
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 11:11 توسط شاعره ی بی دل
|
چون گل یخ !....