" برکه خشکیده "
دردشت غمت برکه ی خشکیده منم من
در جام رخت چهره ی ترسیده منم من
پیدا نشد آن شام که آیی به کنارم
در دشت جنون آتش تفتیده منم من
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 22:20 توسط شاعره ی بی دل
|
چون گل یخ !....