عشق یعنی.......
می روم با عشق تا رسوا شدن
می روم با عشق تا پیدا شدن
می روم با کوله بار انتظار
می روم با جانی از تو بیقرار
می روم با عشق خود لب واکنم
با دل خود بعد از این بد تا کنم
عشق را در مکتبت هجی کنم
در سماع عشق تو گیجی کنم
عشق یعنی لحظه ها را گم شدن
عشق یعنی جام دل پرخُم شدن
عشق یعنی سوز و آواز غریب
عشق یعنی آتش دل پر لهیب
عشق یعنی با دل خودجنگ وجنگ
عشق یعنی پیش پایت کوه سنگ
عشق یعنی سوختن ،بی دل شدن
عشق یعنی یاد او بر گِل شدن
عشق یعنی یک سکوت پُر دوام
ساختن با هجر روی او مُدام
عشق یعنی شمع خاموش زمان
عشق یعنی آب گشتن در نهان
عشق یعنی پَرپَر از هجرش شدن
عشق یعنی پُرغم از مهرش شدن
عشق یعنی لحظه ها را بی قرار
در پی او هم دویدن هم فرار
عشق یعنی خود شکستن در سکوت
عشق یعنی خواب گشتن در هبوط
عشق یعنی بی خود از دنیا شدن
عشق یعنی بی امان شیدا شدن
عشق یعنی سوختن ، بی جان شدن
عشق یعنی مرگ تو آسان شدن
عشق یعنی در ره کویش فدا
عشق یعنی غرق او بی ادعا
عشق یعنی مرگ و هجران غریب
می زند یاد رخش بر دل نهیب
خواهم از عشق رخش پَر پَر شوم
مشق عشق پاک او از بر شوم
زهره را بربط زنان ، رسوا کنم
نام خود بر کوی او پیدا کنم
می روم دل خسته از کویش غریب
می روم دل مرده از چشمش عجیب
قصه عشق مرا باور کنید
طرح نو درعشق این خاور کنید
چون گل یخ !....